در وبلاگ قبلی از روی بیکاری شعر ها و جملات پشت ماشین ها و البته در و دیوار شهر را جمع می کردم، جالب بود و خوانندگان هم لذت می بردند. دوباره شروع می کنم به نوشتن جملات، شما هم اگر چیزی دم دست دارید بنویسد تا اضافه کنم.
1- نیکی که از حد بگذرد—–نادان گمان بد برد {تریلی مخصوص حمل آهن}
2- نسیه مرد! برای شادی آنمرحوم پول نقد بیاورید! {فلافل فروش سر محل}
3- گشتم نبود! نگرد نیست! رفیق! {نیسانی سرگردان}
4- بودیم کسی پاس نمی داشت که هستیم —– شاید که نباشیم بدانند که بودیم {اسکناس دوهزار تومانی}
5- روزگار بی مروت لحظه ای شادم نکرد {خاور زرد رنگ}
6- بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم {ستون کریدور دانشکده}
7- سلطان غم مادر{اتوبوس بین شهری}
8- شیشه بشکستن نباشد افتخار سنگ سخت! سنگ اگر مرد است جای شیشه سندان بشکند {داشبورد تاکسی مدل قدیمی}
9- روزگار بی مروت لحظه ای شادم نکرد {تانکر نفتکش}
10-خدایا چشمان منتظر را گریان مکن {تریلی مخصوص حمل آهن}
11-حسادت دوست ، از تنبلی اوست {کامیون حمل شن !}
12-میخ نگاهت لاستیک قلبم را پنچر کرد! {موتور سیکلیت اسقاطی}
13-همه از مرگ می ترسند . من از رفیق نامرد {نیسان وانت آبی}
14-در حیرتم که دنیا به کام کیست ؟
15-رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود—–رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
16-بی تو هرگز ! با تو شاید ! {کامیون}
17-لطفا پس از خوردن صندلی دندان های خود را مسواک بزنید ! {صندلی اتوبوس بین شهری}
18- قلب من از مهر تو آمد به جوش—–گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم {نیسان پارک شده}
19-پیری خرابیست که تعمیر ندارد، ویران شود خانهای که پیر ندارد {بنز 911، از محمد}
20-خدایا، یا تو یا هیچ کس دیگه! {تریلی همسایه، از محمد}
21-در طواف گرد شمع گفت پروانهای، سر پیچ سبقت نگیر جانم مگر دیوانهای؟ {یادش نبود، از محمد}
22-خودتی {خیلی جاها نوشته}
23-از طلوع تا غروب سرنوشت دوستت دارم {تریلی حمل آهن}





[...] صفحه پشت نویس را دوباره راه افتاد، قدیمی ها می دانند که در وبلاگ [...]
5 و 9 یکیه داشی!
1 و2 خیلی قشنگ بودند
مرسی