نوشته شده در اکتبر 31, 2009 به وسیلهٔ گیله مرد
یک سال دیگر گذشت، به همین سادگی. شاید به همین سادگی نباشد ولی خوب هر چه باشد خیلی زود گذشت. اگر بگویم سال بدی بود کمی به خودم و سرنوشتم کم لطفی کرده ام . فراز و نشیب های زندگیم در آرشیو وبلاگ قبلی و همین وبلاگ کاملا گویا است و لازم به توضیح بیشتر [...]
دستهبندیشده در: وبلاگستان، روزنوشت | برچسبها: 88/8/8، قرار وبلاگی، محبت، گیله مرد، گیلان، تولد، دوستی، زندگی، صفا، صمیمیت | 12 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 27, 2009 به وسیلهٔ گیله مرد
در دوران دبستان معلم موضوع انشایی داده بود که اگر روزی رئیس جمهور بشوید چه می کنید؟ من هم از آنجایی که آخر روحیات لطیف بودم و چیزهایی در مورد رفتار مائو درباره معتادین شنیده بودم در یکی از مسائل مطرح شده گفته بودم که همه معتادین را می کشم، آن هم چطوری ؟ همه [...]
دستهبندیشده در: اعتیاد | برچسبها: مواد مخدر، معتاد، گیله مرد، اعتیاد، بیماری، جشن پاکی، زندگی | 7 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 26, 2009 به وسیلهٔ گیله مرد
قشنگترین جمله ای که این روزها شنیده ام، این است که می گوید عشق کبریت نیست که بی خطرش را بسازند . نام کتابی است از ابوالقاسم حسینجانی، که بیشتر در موردش خواهم نوشت.
دستهبندیشده در: روزنوشت | برچسبها: کبریت، گیله مرد، ابوالقاسم حسینجانی، ترنج، عشق | 2 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 24, 2009 به وسیلهٔ گیله مرد
8888 نوشت : این را که به عنوان تیتر نوشته ام ، یک تاریخ است، تاریخ یک تولد، تولد یکه کودک پر دردسر. خیلی جالب است ، این همه هشت پشت سر هم! اگر زنده ماندم جمعه قرار است در کنار دوستان روز خاطره انگیزی بشود و مطمئنا یک روز فراموش نشدنی. بگذریم این روزها [...]
دستهبندیشده در: روزنوشت | برچسبها: IT، معجون، نامجو، نان، آخ، تولد، جمشید آرین، روز نوشت، رستم پور | 6 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 20, 2009 به وسیلهٔ گیله مرد
همیشه دوست داشتم که یک برادر داشتم ولی دوستانی که برادر دارند با شنیدن این جمله از کوره در می روند و می گویند خاک بر سرت و این مدل حرف ها . هر چه بود قسمتم سه خواهر شده که هر کدامشان یک جور دوست داشتنی هستند. مریم که مشکل گشای برادرش است و [...]
دستهبندیشده در: ورزش، روزنوشت | برچسبها: گیله مرد، انتخابی تیم ملی، تکواندو، خانواده، روز نوشت | 7 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 19, 2009 به وسیلهٔ گیله مرد
ما که در منزل اینترنت نداریم، از این بشقاب ها هم نداریم. چند شب پیش از کنار پنجره همسایه {تقی کله پز}داشتم رد می شدم که شنیدم شبکه صهیونیستی و برانداز و مخملیه بی بی سی گفت فلان کس جایزه محمد امین را برده! که دست بر قضا این جایزه درباره وبلاگ و وبلاگ نویسی [...]
دستهبندیشده در: وبلاگستان، اجتماعی | برچسبها: وبلاگستان فارسی، بی بی سی، جایزه محمد امین، رویترز | 6 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 19, 2009 به وسیلهٔ گیله مرد
می گویند آدم از هر چه بدت بیاید سرت می آید! چندی پیش رئیس بزرگ {من تا دلتان بخواهد رئیس دارم} پروژه ای برایم تعریف کردند و … . هر چه بود خود پروژه تقریبا در مرحله اول تمام شد. شب ها خواب رئیسم را میدیم که فریاد می کشید باز هم که اشتباه کردی [...]
دستهبندیشده در: روزنوشت | برچسبها: گیله مرد، پروژه، استرس، حساب گتاب، خستگی، رئیس بزرگ | 4 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 17, 2009 به وسیلهٔ گیله مرد
دیروز در دانشگاه جلسه ای دانشجویی داشتیم و انجمنی تشکیل دادیم و … . نمی دانستم این همه استعداد نهفته و شکوفا شده در کنارم راست راست راه می رود و شصتم هم خبر ندارد که چه خبر است. بعد از کلی بالا و پائین اسمش را گذاشتند ترنج. در این باره بیشتر می نویسم [...]
دستهبندیشده در: روزنوشت | برچسبها: گیله مرد، انجمن دانشجویی، ترنج، دانشگاه، روز نوشت | 2 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 13, 2009 به وسیلهٔ گیله مرد
راستش امروز کمی فکرم آزاد و دست بالم سبک شده و گفتم بعد از نوشتن این مطلب کمی هم درباره خودم بنویسم تا در تاریخچه زندگی مجازی ثبت شود و مانند گذشته وقتی حالم خوب شد بیایم و بخوانم و کمی بخندم … یک ماه درگیر کاریبودم که تقریبا تمام شده و فکر هم می [...]
دستهبندیشده در: روزنوشت | برچسبها: دل نوازان، دلتنگی، روزنوشت، زندگی | 8 دیدگاه »
نوشته شده در اکتبر 13, 2009 به وسیلهٔ گیله مرد
عادل خان سلام بی مقدمه بگویم دیشب یکی از ملال آورترین برنامه های نود بود.آن بحث مسخره صندلی در خوزستان، دامن زدن به اختلافات دروازه بان های پرسپولیس و استقلال و … . راحت بگویم عادل خان کم کم داری شورش را در می آوری! اگر اجازه نداری عادل باشی برنامه نساز! مردم را مسخره [...]
دستهبندیشده در: بازی وبلاگی، صدا و سیما | برچسبها: ورزش، گیله مرد، پیام بازرگانی، برنامه نود، برنامه زرد، صدا و سیما، عادل، عادل فردوسی پور | 6 دیدگاه »