خدا نزدیک است

 چند باری پیش آمد که فکر کردم خیلی تنها هستم یعنی از همه چیز نا امید، خسته و مانده  … وقتی میخکوب مشکلات بودم آرام به شانه ام زد و تا نگاه کردم ببینم چه کسی بود برگشتم و دیدم که خبری ازمشکل نیست. هر چند چند باری هم چنان از سر شوخی زد پس [...]

به خاطر چند متر خوابگاه

کمی بیشتر از ساعت اداری از اتاقم زدم بیرون تا راهی خانه شوم. این روزها ایام ثبت نام است و دانشگاه حسابی شلوغ، از هر فرهنگی میشود نماینده ای پیدا کرد، کرد، لر، بلوچ و … . از پارکینگ که بیرون آمدم پدر و پسری که منتظر ماشین بودند نظرم را جلب کردند. ازآنجایی که [...]

وبلاگ نویسی انتزاعی و این روزها

چند مدتی بود که به وبلاگنویسی انتزاعی روی آورده بودم. حتما می پرسید این دیگر چه صیغه ای از وبلاگ نویسی است؟ راستش همه وبلاگ نویس ها اول فکر می کنند بعد می نویسند در وبلاگ و خلاصه منتشر می کنند. این مدل وبلاگ نویسی اول فکر می کنی که در مورد چه می خواهی [...]

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 171 مشترک دیگر بپیوندید