چند روز است که می خواهم درباره ازدواج بنویسم ولی نمی دانم دقیقا از کجا شروع کنم. یادم است دوستی داشتم به نام سعید که چند سالی از من بزرگتر بود و همیشه ادعا می کرد که تا چهل سالگی ازدواج نمی کند. یک روز با هم حرف می زدیم و خیلی جدی از دیدگاهش [...]
دستهبندیشده در: روزنوشت | برچسبها: هفت خان، گیله مرد، ازدواج، زندگی | 3 دیدگاه »




