خیلی وقت بود خاطره ای ننوشته بودم، صادق جم عزیز برای شب یلدا پستی هوا کرد و فرخوانی داد تا بنویسم برای دور هم خندیدن یا حداقل بهانه ای پیدا کنیم که فضای تلخ و ملال آور این روزها را برای چند روز هم شده فراموش کنیم که اوضاع زندگی روز به روز بدتر می شود. طبق [...]
دستهبندیشده در: بازی وبلاگی، روزنوشت | برچسبها: واجبی، گیله مرد، بازی وبلاگی، جوانی، خاطره، ریش تراش، شب یلدا | 27 دیدگاه »




