اشک و خنده

دلشان می خواست چشم مردم راگریان ببینند گاز اشک آور را ول کردند خنده آور بود —————- زنده یاد عمران صلاحی

بهشت

آدم به جرم خوردن گندم با حوا شد رانده از بهشت اما چه غم حوا خودش بهشت است ——————— در کل بعضی وقت ها انگشت به دهان می مانم از این همه تیزبینی و خلاقیت، من که کلی لذت بردم از این شعر، الحق  والنصاف حوا خودش بهشت است. شاعرش هم زنده یاد عمران صلاحی [...]

فریاد

فریاد نمی زنم نزدیک تر می آیم تا صدایم را بشنوی زنده یاد عمران صلاحی | گزیده اشعار طنز آمیز

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 171 مشترک دیگر بپیوندید