اعضای هوشمند

ای کاش گوشهایم هوشمند بودند تا وقتی حرف هایی را که  روحم را تکه تکه می کنند را نمی شنیدم .

ای کاش چشمهایم هوشمند بودند تا وقتی صحنه هایی را که روحم را تکه تکه می کنند را نمی دیدم.

و اصلا بیخیال عضو هوشمند،  ای کاش من یک صندلی بودم که نه چیزی می دیدم و نه چیزی می شنیدم.

ist2_4105385-isolated-chear

پ.ن1: کامنت ها به زودی جواب داده می شود، درگیرم. بیشتر از همه درگیر خودم هستم.

پ.ن2: به چند بازی وبلاگی دعوت شدم که به زودی اطاعت امر می کنم.

Advertisements

4 پاسخ

  1. صندلي؟
    آرزوي زيبايي بود

  2. حالا چرا صندلی؟
    یهو واسه خودش شد

  3. با این پستت یاد آهنگ معین افتادم (البته شاید ، اصلا هم ربطی به هم نداشته باشند )

    »
    من از این دنیا چی میخوام ؟
    دو تا صندلی چوبی
    که من و تو رو بشونه
    واسه گفتن خوبی
    من از این دنیا چی میخوام ؟
    »
    +
    البته در مورد پستت :
    چرا بجای گوش هوشمند و چشم هوشمند،اطرافیان یا خودمون هوشمند نباشیم !؟ این طوری شاید دیگه نیاز نباشه چشم و گوش مون هوشمند باشه ،نظرت چیه ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: