برادرانه

همیشه دوست داشتم که یک برادر داشتم ولی دوستانی که برادر دارند با شنیدن این جمله از کوره در می روند و می گویند خاک بر سرت و این مدل حرف ها . هر چه بود قسمتم سه خواهر شده که هر کدامشان یک جور دوست داشتنی هستند. مریم که مشکل گشای برادرش است و فقط تنها مشکلش این است که زیادی مادی گراست و تا سر کیسه را شل نکنم قدمی بر نمی دارد، نقطه مشترکمان این است که هر دو دانشجوی IT هستیم و همین. مهسا روحیاتش نزدیک تر است به من . در ایام نه چندان دور مهرداد صدایش می کردم چون در هر گونه خرابکاری و مردم آزاری پایه بود و البته هست. آخری هم که مطهره خواهر نازنازی و البته فضول خودم که دوم راهنمائیه و از دو سه سالگی فال گوش صحبت تلفنی من با دوستان اجتماعیم می نشست و خلاصه بنده را به یک پفک نمکی می فروخت. مهسا و مطهره هر دو تکواندو کار می کنند و قهرمان استان والبته کشور هستند. مریم هم برای مدتی شمشیر بازی کار میکرد و خیلی خوب پیشرفت کرده بود ولی به دلایل درس و مشق کنار گذاشت.

wtf_taekwondo_athens

این پست را دارم برای مهسا می نویسم که امسال در زندگیش خیزی برای جهش به سوی آینده و رسیدن به آرزوهایش برداشته.  از دوران راهنمایی همه اعضای خانواده مهسا را تشویق می کردیم که در دانشگاه، تربیت بدنی بخواند و این مسئله به نوعی برایش شده بود یک هدف تا اینکه امسال موفق شد تربیت بدنی قبول شود وبه نوعی زندگی اش را وقف ورزش کند. برایش خیلی خوشحالم چون توانسته با هیئت تکواندو گیلان هم قراردادی برای لیگ کشور امضا کند و به قولی قدمی دیگر برای راهیابی به آرزوی ورزشی اش، یعنی حضور در تیم ملی تکواندو بردارد. پشتکارش ستودنی است و مطمئنم که می تواند. این مطلب را برای ثبت در آرشیو نوشتم چون خواب دیدم که در یکی از همین روزها به تیم ملی دعوت می شود، هر چند که راه زیادی در پیش دارد ولی دست یافتنی است.در ایران به خاطر شرایط خاص اسلامی از تماشای مسابقاتش محروم هستم و فقط به گزارش تلفنی مادر و خواهرم قناعت  می کنم، یکی از آرزوهایم تماشای مسابقاتش است که امیدوارم هر چه زودتر بتوانم به آن برسم. مهسا دو روز است برای مسابقات انتخابی تیم ملی راهی شهر ماشینی تهران شده و امیدوارم که با خبر خوب بازگزدد.

پ.ن: حساب و کتاب ها را تمام کردم و فکرکنم شرکت را هم متحول! خدا خواست و  پروژه خیلی خوبی نصیب شرکت شده شنبه جلسه ای با طرف قرارداد داریم که اگر خدا بخواهد خیلی اوضاع خوب می شود، به قولی خدایا شکر.

Advertisements

7 پاسخ

  1. براشون آرزوی موفقیت داریم.

    …….

    برای تو هم همین طور حاجی
    مرسی 🙂

  2. براي همه تون آرزوي شادماني و موفقيت و سلامت و عشق دارم
    مرسی عم تورج 🙂

  3. چه داداش مهربوني!
    اميدوارم موفق باشه.
    🙂 ، اونقدرا هم مهربون نیستما ، مرسی + سوم شد و احتمالا برای مسابقات میره کانادا 🙂

  4. من هم براش آرزوی موفقیت دارم.
    مرسی 🙂

  5. سلام
    جلسه روز سه شنبه بدون شما برگزار شد اما به یادتون بودیم. اگر بودید حتمن روز خاطره انگیزی براتون می شد. به هر حال گذشت. اما به زودی از آقای حسینجانی در یک جمع منسجم و بزرگ تر دعوت می کنم تا بحث و گفت و شنود رو بسط بدیم. شاد و پاینده باشید.
    سلام
    متشکرم خانم نیکوی ، هنوز هم دارم حسرت نبودنم رو می خورم. ان شاالله دفعه بعد بتونم ایشون را ببینم 🙂

  6. […] درباره منمحاسبه گرید چیست ؟هدف ایجاد یک گرید چیست؟برادرانهپدر و پسری که در تاریخ جاودانه شدند انگیزه وبلاگ نویسی […]

  7. […] مقدمه ای بر سیستم های توزیع شدهعید نوروز و ماهی قرمز برادرانهمحاسبه گرید چیست ؟هدف ایجاد یک گرید چیست؟درباره منپدر […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: