زندگی و دروازه هایش …

گویا در ادامه زندگی توانسته ام دروازه بزرگی که روبه رویم است را کمی تا قسمتی باز کنم، فعلا دارم با یک چشم آن طرف را دید می زنم و اگر اوضاع آن طوری که می خواهم باشد با تمام قدرت در این دروازه را  باز می کنم.  آن طرف  دروازه یک زندگی جدید در انتظار است و …

و حافظ نیز از دل من خبر دارد و گفت :

فاش می‌گويم و از گفته خود دلشادم / بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

پ.ن1: به شدت روی این پست تاکید می کنم!

پ.ن2: دوست داشتم بیشتر می نوشتم، ولی فعلا دندان روی جگر گذاشته ام و منتظرم!

Advertisements

5 پاسخ

  1. درود بر شما
    خوشحالم که فرآ دروازه ایی دید می زنی و این نشان از خردمندی شماست و آفرین بر شما 😉
    با قدرت و اطمینانی که من در شما می بینم هیچ دروازه ای را قادر به بسته شدن در مقابل شما نیست. پیروز باشی و سربلند.
    بدرود

  2. منم دارم از اون دروازه رد میشم
    موفق باشی رفیق
    من که وسطش گیر کردم 🙂

  3. درود
    اميدوارم آنسوي اين دروازه جنگلي سبز، درياي بي‌كران، آسماني آبي و آفتابي روشن باشد.
    پايدار باشي و سبز.
    خوشحالم كه خوشحالي

  4. یه فشار کوچیک دیگه….
    داره باز میشه 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: