غیبت

حدود سه هفته نبودم یعنی بودم ولی خودم نبودم. به بزرگی خود ببخشید هر چند بود و نبود من در این گوشه مجازی زیاد فرقی نمی کند. به صورت محسوس در این مدت در توئیتر هر از چند گاهی می نوشتم. در کل خواستم حضور سبز و البته سلامتم را به گوش ملت همیشه در صحنه برسانم.

کامنت ها را هم، کم کم جواب می دهم.

امتحان

رفت تهران تا برگ جدیدی در این دفتر تکه و پاره زندگی ما ورق بخورد. هر چند سخت ولی شیرینی خاص خودش را دارد، این موضوع هم برای خودش امتحانی است. باشد که با هم این امتحان را هم پاس کنیم. بعد از این اتفاق دوحالت احتمال دارد برای این وبلاگ اتفاق بیفتد، اولیش این است که همین طوری که هست بماند و هر از چند گاهی گیری به خودش و خودم بدهم یا اینکه حالت دومی پیش بیاید و کمی تا قسمتی درباره IT  در ایران بنویسم و دور هم اگر پایه باشید در این باره بحث کنیم. در کل همین الان چند پست آماده در پیشنویس هایم دارم که خیلی فرق می کند با چیزهایی که اینجا دیده اید!

و البته حضرت حافظ نیز می فرماید :

عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت / با هيچ دلاور سپر تير قضا نيست

پ.ن: اگر صدای خوبی دارید یا مثل من فکر می کنید که صدای خوبی دارید، خدمتتان عرض کنم که رادیو گیلان فراخوانی برای تست گویندگی داده، تماسی بگیرید صداوسیمای مرکز گیلان واحد هماهنگی صدا، ثبت نام کنید.

بهشت

آدم به جرم خوردن گندم

با حوا

شد رانده از بهشت

اما چه غم

حوا خودش بهشت است

———————

در کل بعضی وقت ها انگشت به دهان می مانم از این همه تیزبینی و خلاقیت، من که کلی لذت بردم از این شعر، الحق  والنصاف حوا خودش بهشت است. شاعرش هم زنده یاد عمران صلاحی است.

سه شنبه

کمر هفته شکست

می توانم بروم پس فردا

نفسی تازه کنم

می توانم راحت

با تکان دادن دستم همه جا پر بزنم

می توانم بروم

و به فرمان دلم

سر دیوار تو دستی بزنم برگردم

ای دل خسته به پیش!

برویم

تا دیاری که در آن « ایست، خبرداری»ی نیست

برویم

تا که چشمانم را

در خیابان بچرخانم یک شب

مادرم

چای را دم کرده ست

و سماور سخن از آمدنم می گوید

——————————–

از گزینه اشعار طنز آمیز به قلم زنده یاد عمران صلاحی

پ.ن1: سه شنبه ها برایم روز عجیبی بود، هست و احتمالا خواهد بود.

پ.ن2: حال من خوب است همچون حال گل، حال گل در دست چنگیز مغول!

سال جدید واقعی !

از فردا واقعا سال جدید شروع می شود ! خوردن و خوابیدن نیز به پایان رسید دردسر ها منتظر باشید … چه سالی بشود این سال ببر!

پ.ن:فکر کنم ببر تنها گربه سانی که گوشت انسان را می خورد! باشد که امسال ما گوشت ببر بخوریم!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: