سه شنبه

کمر هفته شکست

می توانم بروم پس فردا

نفسی تازه کنم

می توانم راحت

با تکان دادن دستم همه جا پر بزنم

می توانم بروم

و به فرمان دلم

سر دیوار تو دستی بزنم برگردم

ای دل خسته به پیش!

برویم

تا دیاری که در آن « ایست، خبرداری»ی نیست

برویم

تا که چشمانم را

در خیابان بچرخانم یک شب

مادرم

چای را دم کرده ست

و سماور سخن از آمدنم می گوید

——————————–

از گزینه اشعار طنز آمیز به قلم زنده یاد عمران صلاحی

پ.ن1: سه شنبه ها برایم روز عجیبی بود، هست و احتمالا خواهد بود.

پ.ن2: حال من خوب است همچون حال گل، حال گل در دست چنگیز مغول!

Advertisements

8 پاسخ

  1. شاعر محسن چاوشی‌اینا هم یه شعر در مورد سه شنبه‌ها خونده
    در ضمن با این شعرات حال می‌کنم، اون پ‌ن2 رو می‌گم : )) یه صفحه کامیون نوشته‌ها داشتی قدیما، یاد اون می‌افتم :))
    دوباره راه میندازمش:)

  2. درود بر شما
    شعر قشنگی هست.
    در بعضی فرهنگ ها روی بچه هاشون نام سه شنبه می زارن. به هر صورت برای من یکی سه شنبه نوید آخر هفته هست چرا که چهارشنبه آخرین روز کاری منه و خلاص می شوم از یک هفته بدو بدو و چک و چانه زنی…
    خسته نباشی
    بدرود

  3. تتمه خوبی بر شعر مرحوم عمران صلاحی نوشتین!
    مخصلیم 🙂

  4. سه شنبه بود آژانس گیرت نمیومد؟
    مرگ

  5. سلام

    بهترین ها

  6. سلام
    با افتخار لینکتون میکنم
    با اولین پست سال جدید بروزم
    و منتظر حضور گرمت

  7. سلام
    فروردين گان مبارك
    آپم

  8. سه شنبه خدا کوه را آفرید…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: