امتحان

رفت تهران تا برگ جدیدی در این دفتر تکه و پاره زندگی ما ورق بخورد. هر چند سخت ولی شیرینی خاص خودش را دارد، این موضوع هم برای خودش امتحانی است. باشد که با هم این امتحان را هم پاس کنیم. بعد از این اتفاق دوحالت احتمال دارد برای این وبلاگ اتفاق بیفتد، اولیش این است که همین طوری که هست بماند و هر از چند گاهی گیری به خودش و خودم بدهم یا اینکه حالت دومی پیش بیاید و کمی تا قسمتی درباره IT  در ایران بنویسم و دور هم اگر پایه باشید در این باره بحث کنیم. در کل همین الان چند پست آماده در پیشنویس هایم دارم که خیلی فرق می کند با چیزهایی که اینجا دیده اید!

و البته حضرت حافظ نیز می فرماید :

عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت / با هيچ دلاور سپر تير قضا نيست

پ.ن: اگر صدای خوبی دارید یا مثل من فکر می کنید که صدای خوبی دارید، خدمتتان عرض کنم که رادیو گیلان فراخوانی برای تست گویندگی داده، تماسی بگیرید صداوسیمای مرکز گیلان واحد هماهنگی صدا، ثبت نام کنید.

Advertisements

9 پاسخ

  1. پاس میکنی میثم جان 🙂 نگران نباش بلامیسر
    مخلص داداش امیرم هستم 🙂

  2. سلام میثم عزیز. وقتی رفتی تهران مثل اون دختره تو فیلم دختر لر به حاج خانومت میگیی: تهران که تهران که میگن اینه؟ زیاد نگران نباش. این نیز بگذرد آبرار!
    امیدجان میگذره ولی خیلی سخت 🙂

  3. ضمن اینکه ارزو می‌کنم از این امتحان موفق دربیایید، دوست دارم که نوشته‌های شما را کماکان ببینم.
    مرسی از لطفت 🙂

  4. زندگی، عشقمون، آدمای اطرافمون، دنیامون، همه به راه خودشون ادامه میدن، میــــــــــرن و میرن… حتی خدا هم بخاطر گل روی ما بهشون رو نمیندازه که یه نیش ترمز بزنید واسه این بنده خدا !
    زندگی کن و به راهت ادامه بده امیدوارم به خواستت برسی.
    من دنبال این گویندگی بودم و در این زمینه فعالیتی هم در یک بخشی دارم اما من که ساکن تهرانم فکر نکنم بتونم تست بدم در گیلان درسته؟
    خوب بود اگر صدا و سیمای تهران هم تست میگرفت.
    سخت نگیر عاطفه جان ….
    درمورد تست باید بگم که مال بومی هاست

  5. درود ابر مرد عرصه عشق و پیکار
    خب من که می دونم (گاهی گیری به خودش و خودت می دهد) و می دهی، خب اصلا عشق اینجوریه …
    با این وجود باور دارم که هر دو تا تون پاس هستید و زندگیتان دراز باد.
    شما که صدا جای خود داره سیمای خوبی هم داری به نظرم باید صدا و سیما یه جا کار کنی نه فقط گویندگی رادیو.
    دیرزیوی شاد باد
    بدرود
    مرسی داداش

  6. در مورده ادامه وبلاگتون ، خوب چرا هر دوتا موضوع را برای نوشتن استفاده نمی کنید ؟!

  7. مطمئنم جای ایشان خالی می باشد…
    ایشالا آقای تقدیر با شما راه خواهد آمد…
    اما گیله مردجان من به عنوان یک خواننده وبلاگت اصلا دلم نمی خواد وبلاگت تخصصی بشه…
    بگذریم… خب این نظر منه!

  8. میثم عزیز
    خبری از خودت و نشریه ی دیواری نیست که نیست.
    بی انصافی هم حدی دارد آخر.
    (به این می گن دستِ پیش گرفتن از نوع سه پیچ…)

  9. میثم جان
    چشم شیطان کور و گوشش کر ، طومار فعال شد و البته این بار در کنار دوستان وردپرسی.
    نقداً با نوشته ای در باب مجوزی که دود شد ، باد هوا شد و خلاصه نیست شد،به روز شده.
    یاحق

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: