دنیای کودکی

دلم برای یک چیز دنیای کودکی تنگ شده آن هم این است که خیلی راحت می توانی خودت باشی، بدون اینکه مجبور باشی به عواقب خیلی چیزها فکر کنی … پسرخاله ای دارم که نامش میثاق است و امسال کلاس اول بود. همیشه از دیدن من خوشحال می شود، دلیلش هم این است که کامپیوترم را برای بازی فوتبال در اختیارش قرار می دهم. هر وقت که مادرش دعوایش می کند که بازی نکند با نگاهی ملتمسانه به من متوصل می شود. صداقت نگاهش را خیلی دوست دارم و از آن بیشتر بوسیدنش را دوست دارم که وقتی به خواسته اش می رسد و می پرد و گردنم را می گیرد. راستش بارها به دنیایی شیرینی که میثاق دارد حسودیم شده است و می شود.

—————————————————————–

پ.ن: باید برایش هدیه ای بخرم برای پایان کلاس اولش، هنوز چیزی به ذهنم نرسیده.

Advertisements

2 پاسخ

  1. به خاطر همینه که همه ما آرزو داریم که به دوران کودکی برگردیم: آزاد و رها…

  2. درود بر میثم مهربان
    آی از دنیای کودکی گفتی، از شادی، از راستی و خودی خود، از بی خیالی، از دل نگران نبودن، بی خبری، بی خیالی و با یه شکلات دلخوش شدن و با یک تشر گریه کردن و همه چیز رو زود فراموش کردن، عاشق نشدن و …
    خب گذشت …
    ولی فکرش رو می کنم می بینم باز کودکم، فکرش رو بکن فردا که شدیم 100 ساله، 20 یا 30 سالگی کودکی بیش نیست.
    نتیجه اینکه من یکی باز کودک هستم فقط بهتره یه کم بی خیال تر شم، خب راست کمتر بگم بهتره، شادی رو الکی هم شد زیادش کنم و … D-:
    بچه ها روز خوش 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: