پشتیبان گرفتن از فایرفاکس !

یکی از بزرگترین مشکلات من با فایرفاکس این بود که هر وقت می خواستم ویندوز محترم رو عوض کنم تمام زندگی مجازیم که روی مرورگر محبوبم یعنی فایرفاکس بود نابود میشد. راه های زیادی رو تست کردم ولی هیچ کدوم درست کار نمی کرد تا اینکه اخرین بار با نرم افزار Mozbackup آشنا شدم. خیلی راحت و بدون درد و خونریزی براتون پشتیبان میگیره . از ورژن 1 تا 3.6 فایرفاکس هم پشتیبانی میکنه.

با حداقل سواد اطلاعاتی می تونید از این نرم افزار استفاده کنید! برنامه ها و افزونه های زیادی برای این کار معرفی شده ولی فکر می کنم این باقلواترین نرم افزار برای حل این مشکل باشه.

رابطه تورم با اسکمو اخته و کرایه تاکسی !

خیلی سال پیش ، وقتی که در مقطع راهنمایی بودم کنار مدرسه ما یک سوپر مارکت بود که اسکمو هایی می فروخت با طعم خدا ! آلوچه ای داشت و اخته . من همیشه طلبه اسکمو اخته هایش بودم که دانه ای 25 تومان بود. آن موقع از پول تو جیبی خبری نبود و فقط در حد کرایه ماشین به من پول می دادند. من باید دو مسیر ماشین می نشستم و همیشه روزی 100 تومان می گرفتم. درمسیر رفت همیشه با تاکسی می آمدم ولی مسیر برگشت را از مدرسه که در چهارراه میکائیل بود پیاده می رفتم تا بتوانم باپول صرفه جویی شده اسکمو بخورم. البته این عملیات کاملا مخفیانه صورت می گرفت چون مادرم تاکید به غیر بهداشتی بودن این خوردنی ها داشت ولی خداییش طعمش خدا بود.از مدرسه که تعطیل می شدیم گله ای می رفتیم که اسکمو بخریم و بخوریم، آن زمان مثل حالا نبود که بچه ها روزی خدا تومان پول تو جیبی بگیرند  خیلی از اوقات گیر پنج تومان پول خرد بودیم.

چند مدت پیش خواهر کوچکم مطهره {فسقل ترین خواهران} برایم از بقالی سرکوچه اسکمویی خرید در که طعمش در حد خدا نبود و جذابیت  اسکموهای علی را نداشت ولی هر چه بود طعمش را می شد تحمل کرد. قیمتش 300 تومان شده و تازه بسته بندی هم دارد. داشتم این اسکم را چلپ چولوپ می خوردم حسابکتاب سر انگشتی کردم که اگر من با این نرخ به همان مدرسه بروم و بخواهم با شرایط همان موقع اسکمو بخورم نمی توانم هرروز این کار را انجام بدهم! لابد می پرسید چرا؟ چون آن مسیری که من آن موقع با پول کرایه اش این کار رامی کردم ، کریه است 150 تومان است و این اسکموها 300 تومان ! می بینید با یک چیز به این کوچکی و البته خوشمزگی می شود پی برد که وضعیت اقتصادی این مملکت چقدر آرنجیست!

پ.ن1: در هنگام نوشتن این پست دو عدد اسکمو نوش جان شد، که تصویر یکی از آنها را مشاهده می کنید.

پ.ن 2: مدرسه راهنمایی تحصیلی دین و دانش، یا بهتر بگویم زندان دین و دانشواقع در چهارراه میکائیل شهر رشت

پ.ن 3 : درباره آرنج ،اگر نمی دانید دلیل استفاده از این واژه چه بود 🙂

حرف بیخود

فکر کنم حدود یک ماه یا بیشتر باشد که چیزی ننوشتم. نوشتنم همیشه برای دل خودم بود و این یعنی که اوضاع خیلی تخماتیک است که دل خودم را هم فراموش کردم. بعد از آن تصمیم فیلترینگ احمقانه نمی دانم چه شد که خودمم فیلتر شدم، نتیجه تست گویندگی هم که غوزفیش شد رفت پی کارش و باز من ماندم حوضم. اگر اوضاع این طرف را هم جویا باشید باید خدمت انور با سعادتتان عرض کنم که این طرف هم بدتر از همه طرف هاست. شدم مثل این شخصیت های کارتونی که بدر کلافی گیر کرده هرچقدر تلاش میکند بیرون بیاید نمی شود. در کل تف به این زندگی!

چند روزی است که گوشه ای نشستم و فقط تماشا می کنم که دیگران چه می کنند و چه می گویند، حالا کی منفجر شوم خدا می داند. هر چند خودم می دانم که شورش را در آورده ام ولی خوب اگر این چند خط را هم ننویسم نمی دانم دیگر چه کنم. همین نه بیشتر نه کمتر!

ضرب المثل روز که از برادران انگلیسی گفته شد :  «يك متر يك متر سخت است ولي يك سانت يك سانت مثل آب خوردن. طي كردن راهي كه هزاران فرسنگ است با برداشتن يك قدم آغاز مي‌شود»

پ.ن: همین روزا دستی به اینجا می کشم تا شروعی باشد برای یک خانه تکانی اساسی در دنیای واقعی!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: