حرف بیخود

فکر کنم حدود یک ماه یا بیشتر باشد که چیزی ننوشتم. نوشتنم همیشه برای دل خودم بود و این یعنی که اوضاع خیلی تخماتیک است که دل خودم را هم فراموش کردم. بعد از آن تصمیم فیلترینگ احمقانه نمی دانم چه شد که خودمم فیلتر شدم، نتیجه تست گویندگی هم که غوزفیش شد رفت پی کارش و باز من ماندم حوضم. اگر اوضاع این طرف را هم جویا باشید باید خدمت انور با سعادتتان عرض کنم که این طرف هم بدتر از همه طرف هاست. شدم مثل این شخصیت های کارتونی که بدر کلافی گیر کرده هرچقدر تلاش میکند بیرون بیاید نمی شود. در کل تف به این زندگی!

چند روزی است که گوشه ای نشستم و فقط تماشا می کنم که دیگران چه می کنند و چه می گویند، حالا کی منفجر شوم خدا می داند. هر چند خودم می دانم که شورش را در آورده ام ولی خوب اگر این چند خط را هم ننویسم نمی دانم دیگر چه کنم. همین نه بیشتر نه کمتر!

ضرب المثل روز که از برادران انگلیسی گفته شد :  «يك متر يك متر سخت است ولي يك سانت يك سانت مثل آب خوردن. طي كردن راهي كه هزاران فرسنگ است با برداشتن يك قدم آغاز مي‌شود»

پ.ن: همین روزا دستی به اینجا می کشم تا شروعی باشد برای یک خانه تکانی اساسی در دنیای واقعی!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: