رمضانِ آنها

خیلی وقت است که با خودم درگیرم و راستش اصلا نمی دانم در مورد اعتقادات گذشته چه باید بکنم. شاید به خاطر دورانی باشد که در آن زندگی می کنم و هر لحظه در حال دیدن یک دروغ هستم، دروغ هایی که بنیان باورهایم را نابود می کند . همیشه سعی می کنم در حد توانم به عقاید صادقانه دیگران احترام بگذارم ولی بعضی وقت ها رفتارهای دوگانه افراد و سیاست یک بام و دو هوایشان بدجور می رود روی اعصابم. من که واعظ نیستم پس بیخیال و بگذار که  بگذریم از غرغرهای همیشگی، خیلی وقت است رمضان و شعبان برایم فرقی نمی کند. این پست را تقدیم آنهایی می کنم که هنوز هم خودشانند و مثل من و امثال من درگیر حاشیه ها نشده اند، تقدیم به آنهایی می کنم که هنوز هم به عشق احساسشان ، گرسنگی و تشنگی را تحمل می کنند. شاید من و امثال من توجیحی نتوانند برای خودشان پیدا کنند ولی حس خوب بودن حتی برای یک ماه هم لذت بخش است.

پ.ن: حس شیرین شنیدن صدای اذان موذن زاده و ربنای شجریان را در خاطرات قدیم مرور می کنم.

Advertisements

یک پاسخ

  1. درود بر شما
    همیشه می توان خوب بود، به گرسنگی و مقدس بازی ربطی ندارد!
    می شود همیشه راست گفت، می شود هر چه برای خودمان می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم، می شود مهربان بود و می شود …
    حس خوب همیشه هست و به شعبان و رمضان ربطی ندارد …
    صدای خوش هر چی بخواند شیرین و شنیدنیست، حتی بانگ نماز باشد و آهنگ پرودگارا
    می شود همیشه از زندگی لذت برد حتی از حسِ خوبِ خوب بودن، کاری ندارد، هزینه ای ندارد، فقط باید خوب بود …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: