خدا نزدیک است

 چند باری پیش آمد که فکر کردم خیلی تنها هستم یعنی از همه چیز نا امید، خسته و مانده  … وقتی میخکوب مشکلات بودم آرام به شانه ام زد و تا نگاه کردم ببینم چه کسی بود برگشتم و دیدم که خبری ازمشکل نیست. هر چند چند باری هم چنان از سر شوخی زد پس کله ام که خودم و مشکل با هم یکی شدیم ولی خب هر چه هست، خوب خدایی دارم.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: