رابطه تورم با اسکمو اخته و کرایه تاکسی !

خیلی سال پیش ، وقتی که در مقطع راهنمایی بودم کنار مدرسه ما یک سوپر مارکت بود که اسکمو هایی می فروخت با طعم خدا ! آلوچه ای داشت و اخته . من همیشه طلبه اسکمو اخته هایش بودم که دانه ای 25 تومان بود. آن موقع از پول تو جیبی خبری نبود و فقط در حد کرایه ماشین به من پول می دادند. من باید دو مسیر ماشین می نشستم و همیشه روزی 100 تومان می گرفتم. درمسیر رفت همیشه با تاکسی می آمدم ولی مسیر برگشت را از مدرسه که در چهارراه میکائیل بود پیاده می رفتم تا بتوانم باپول صرفه جویی شده اسکمو بخورم. البته این عملیات کاملا مخفیانه صورت می گرفت چون مادرم تاکید به غیر بهداشتی بودن این خوردنی ها داشت ولی خداییش طعمش خدا بود.از مدرسه که تعطیل می شدیم گله ای می رفتیم که اسکمو بخریم و بخوریم، آن زمان مثل حالا نبود که بچه ها روزی خدا تومان پول تو جیبی بگیرند  خیلی از اوقات گیر پنج تومان پول خرد بودیم.

چند مدت پیش خواهر کوچکم مطهره {فسقل ترین خواهران} برایم از بقالی سرکوچه اسکمویی خرید در که طعمش در حد خدا نبود و جذابیت  اسکموهای علی را نداشت ولی هر چه بود طعمش را می شد تحمل کرد. قیمتش 300 تومان شده و تازه بسته بندی هم دارد. داشتم این اسکم را چلپ چولوپ می خوردم حسابکتاب سر انگشتی کردم که اگر من با این نرخ به همان مدرسه بروم و بخواهم با شرایط همان موقع اسکمو بخورم نمی توانم هرروز این کار را انجام بدهم! لابد می پرسید چرا؟ چون آن مسیری که من آن موقع با پول کرایه اش این کار رامی کردم ، کریه است 150 تومان است و این اسکموها 300 تومان ! می بینید با یک چیز به این کوچکی و البته خوشمزگی می شود پی برد که وضعیت اقتصادی این مملکت چقدر آرنجیست!

پ.ن1: در هنگام نوشتن این پست دو عدد اسکمو نوش جان شد، که تصویر یکی از آنها را مشاهده می کنید.

پ.ن 2: مدرسه راهنمایی تحصیلی دین و دانش، یا بهتر بگویم زندان دین و دانشواقع در چهارراه میکائیل شهر رشت

پ.ن 3 : درباره آرنج ،اگر نمی دانید دلیل استفاده از این واژه چه بود 🙂

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: