روزهای قرمه سبزی

شاید هیچ وقت فکر نمی کردم که روزی جمله ی «ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم» بشود حس و حال زندگی من. در خرداد نود خیلی چیزها در زندگی من تغییر کرد و یا اگر هم تغییر قابل لمسی برای اطرافیان نباشد برای من شروع یک مسیر جدید در زندگی است.  گذشته را با همه خاطرات تلخ و شیرینش به معنای واقعی کنار گذاشتم و زندگی جدیدی را شروع کردم. از آنجایی که قرمه سبزی را می شود یکی از خوشمزه ترین خورشت های موجود در دوعالم در نظر گرفت، می شود این روزها را هم روزهای قرمه سبزی صدا کرد. شاید گفتنی ترین اتفاق این روزهای قرمه سبزی، قبول شدن گزارشم درباره مشکلات ورزش تکواندوی بانوان در آزمون پیش- گزینش دوره پیشرفته روزنامه‌نگاری زمانه بود که بسی شادمانم کرد. شاید مسئله خاصی برای خیلی ها نباشد ولی برای من حکم فنری را دارد که در حال جمع شدن است. باشد که رستگار شوم 🙂

پ.ن : سه خط آخر این پست تقدیم می شود به آقای بصیری معلم املا و انشاء سال دوم راهنمایی خودم در مدرسه دین و دانش.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: